نگار دلها...
میلاد حبیب خدا دردانه ی هستی حضرت محمد مصطفی (ص) و صادق آل محمد(ع) مبارک
میلاد حبیب خدا دردانه ی هستی حضرت محمد مصطفی (ص) و صادق آل محمد(ع) مبارک
کوتاه اماعبرت انگیز...
حدیث نفس...
امام را که پیدا کرد تمام نوشته هایش اعم از تراوشات فلسفی، داستانهای کوتاه، شعر و ... را در چند گونی ریخت و آتش زد. به این باور رسید که« هنر امروزحدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان . به فرموده حضرت حافظ تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز . سعی کردم که خودم را ازمیان بردارم تا هر چه هست خدا باشد . البته آنچه انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه گر می شود.

برگرفته از مجموعه خاطرات شهید سید مرتضی آوینی
این قافله عمر عجب می گذرد....
گریزی بر گذشته ها و مرور خاطرات یکی از حکمت آموز ترین لحظات زندگی و شاید یکی از نعمتهای بزرگ زندگانی انسان باشد. و به جرات می توان گفت اگر آدمی از دست دادن فرصتها و جان سپردن لحظه هایش را به خاطر نمی آورد شاید غفلت بیش از آنچه در تصور آید حیات چند روزه او در این کره خاکی فرا می گرفت.
این پست به شوق اولین جرقه ایجاد وبلاگ و به بهانه پانزدهمین سالگشت حیات جاودانی سید شهیدان اهل قلم (سید مرتضی آوینی ) به ثبت می رسد باشد که مقبول افتد .

شاید بهترین و گویا ترین جملاتی که روح بزرگ این مرد آسمانی را در این کره خاکی به تصویر می کشد کلماتی باشد که از ذهن روشن و از قلم توانایش ساطع گشت و به حق به اهل قلم آبرو بخشید.




السلام علیک یا ابا عبد الله
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: كل یوم عاشورا و كل ارضٍ كربلا... این سخنی است كه پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.
... و تو ، ای آن كه در سال شصت و یكم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اكنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، كه تو را نیز عاشورایی است و كربلایی كه تشنه خون توست و انتظار می كشد تا تو زنجیر خاك از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت كنی و به كهف حَصینِ لازمان و لامكان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مكان ، خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برسانی و در ركاب امام عشق به شهادت رسی... یاران! شتاب كنید ، قافله در راه است

می گویند كه گناهكاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهكاران را در این قافله راهی نیست ... اما پشیمانان را می پذیرند . آدم نیز در این قافله ملازم ركاب حسین است ، كه او سرسلسله خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای كه خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در این برهوت گمگشتگی وا می ماند .
برگرفته از مجموعه مقالات شهید آوینی (فتح خون)
الوداع...
حکایت دل ما انسانها حکایت همان دلی است که آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد .
حبیبا خود آگاهی که ادعای عشق آن هم بر وجود تو ادعای بزرگی است که البته شایسته ی آن نیستیم اما خود بهتر می دانی که این عشق با وجود ما آمیخته شده است و ما با این عشق آفریده شده ایم. 
این رمضان نیز بر ما گذشت با تمام زیباییهایش رمضانی که هیچگاه در عمر کوتاه ما تکرار نخواهد شد.زیباییهایی که اگر طالب بودیم می توانستیم در لحظه لحظه ی ساعاتش بیابیم در سحرها، افطارها ، افتتاحها
و ابوحمزه ها و قدرها .
آری کاروان رمضان با تمام عظمت بار سفر بست و ما بیچارگان را با اندوهی بی حساب به حال خود گذاشت .
ای شهر بزرگ خدا الوداع ، ای خوان زیبای رحمت الهی الوداع ، ای لحظات پر شکوه سحر الوداع ، ای ساعات پر شور افطار الوداع ، ای شبهای پر عظمت قدر الوداع.

ما همه شرمنده ی شماییم چون شما قدرت آن را داشتید ما را تا مرز فرشته شدن برسانید و شما بودید که
می توانستید ما رادوباره متولد کنید .
پروردگارا با آنکه نتوانستیم همراه با کاروان عظیم رمضان توشه کافی برگیریم ولی تو را به امیر کاروان عشق سوگند ما دلسوختگان و جاماندگان را به حال خویش رها مکن و ما را مشمول رحمت لایزال الهی و دعاهای نیمه شب آن عزیز غایب از نظر بگردان.
من عبد الذلیل الی المعبود العزیز
و دوباره سلام...
البته بعد از وقفه ای نه چندان زیاد...
نمی دانم شاید این مطلب را باید درایامی می نوشتم که به نام دردانه ی هستی حضرت عشق و مهدی دلها مزین یافته بود اما بنا بر اعتقادم به این موضوع که آنچه از دل برآید بر دل نشیند آن زمان نتوانستم دستی بر قلم بگیرم .
به امید آنکه مقبول افتد...

سلام براو ...
سلام بر او که تجلی نور الهی بر سینای وجود ماست
کشتی نجاتی که بر ما غرق شدگان دریای ظلمت ارزانی شده
بت شکنی که با میراث اجداد طاهرش به جنگ با بتهای درون و بیرون می رود
سلام بر سر چشمه ی آب زندگانی که قرنها سالکان الی الله در طریق خویش برای جاودانه ماندن بی تابانه جویای حضورش بودند
و بالاخره سلام بر سبزترین پاسخی که می توان بر وجود پاییز نشسته ی مان هدیه کنیم
العجل...و دیگر هیچ

صدایم کن ...
تا امان یابد
عابری خسته در شب باران
صدایم کن ...
تا ببالم من در سحرگاهان با سپیداران

از آن سوی خورشید
از آن سوی دریا صدایم کن
صدایم کن
پس از شام یلدا
از این تیرگی ها رهایم کن...
به بهانه ی عروج ملکوتی عارف مجاهد شهید مصطفی چمران

خدایا تو را شکر که مرا در آتش عشق گداختی و همه ی خواستنی ها را بجز معشوق در نظرم بی مقدار کردی
خدایا خوش دارم که گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم
شهید مصطفی چمران
جرعه ای از نور...

بدون شک آنچه بعداز رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) قلب نازنین حضرت صدیقه (س) را به درد آورد
و زمینه ساز شهادت آن بزرگوار گردید کم لطفی امت نسبت به وصیت حضرتش و در نتیجه مشاهده ی
تنهایی و خانه نشین شدن بهترین برگذیده ی خدا و رسول در میان مردمان آن زمانه و افتادن مهار حکومت
به دست نا اهلان بود.
و به واقع مهمترین عامل در به وجود آمدن این فتنه ها گرد آمدن عده ی سود جو در محلی به نام سقیفه
و تصمیم گیری در مورد امر مهم خلافت آن هم بعد از گذشت اندکی بعد از رحلت رسول خدا بود.
اما آنچه کلام ناقص مرا در این میان کامل می کند کلام بی پروا و سر شار از حکمت یگانه یادگار رسول خداست که از اعماق وجود بر احوال این امت افسوس می خورد و این چنین ناله سر می دهد:
واى بر آنان! خلافت را از كوههاى بلند رسالت و پايههاى نبوت و محل نزول روحالأمين با وحى مبين و از عالمان آگاه و حاذق در امر دنيا و دين به كجا كشاندند. بدانيد كه اين زيانِ آشكار است.
پیش بینی عاقبت غصب خلافت:
هان، بيا و بشنو. و تا زندهاى روزگار امر عجيبى را به تو نشان خواهد داد! و اگر تعجب كنى بدانكه همين حادثه تو را به تعجب واداشته است
به كدام سو روى آوردند؟! و به كدام تكيهگاهى إتكا نمودند؟! و به كدام پايهاى اعتماد نمودند؟! و به كدام دستاويزى چنگ زدند؟! و بر ضد كدامين ذريّهاى اقدام كردند و بر آنان چيره شدند؟! و براى چه كسى انتخاب كردند و براى چه كسى رها نمودند؟! چه بد سرپرستى و چه بد دوستانى! و براى ظالمين چه بد جايگزينى
واى بر آنان! آيا كسى كه به حق هدايت مىكند سزاوارتر به پيروى است يا كسى كه خود هدايت نيافته مگر آنكه هدايت شود؟ شما را چه شده است؟! چگونه حكم مىكنيد؟
خسارت امت بعد از غصب حکومت علی (ع):
بدانيد قسم به لايزالى خداوند، هماكنون فتنه باردار شده است! پس زمان كوتاهى منتظر بمانيد تا ثمرهاش ظاهر گردد. آنگاه از آن كاسهاى لبريز از خون تازه و سم تلخ كشنده بدوشيد. آنگاه است كه اهل باطل زيان مىكنند، و آيندگان از نتيجهى آنچه پيشينيان پايه گذاردهاند آگاه مىشوند. سپس خيال خود را راحت كنيد و قلب خود را براى نزول فتنه قوى كنيد و بشارت باد شما را بر شمشيرى برنده، و قهر و غلبهى متجاوز ظالم، و هرج و مرج دائمى و عمومى، و زورگوئى ظالمين كه اموال عمومى را غارت مىكند و براى شما چيز كمى باقى مىگذارد و جمع شما را درو كرده و نابود مىنمايد.

یاد باد آن روزگاران…
مسجد جامع خرمشهر، رازدار حقیقت است و لب از لب نمی گشاید .
از خود می پرسم : کدام ماندگار است؟ این کوچه های ویران که هنوز
داغ جنگ بر پیشانی دارند و یا آنچه در تنگنای این کوچه ها و در دل
این خانه ها گذاشته است؟

آیا نام خرمشهر به همین خانه ها و خیابانها و کوچه ها و نخلستانها
اطلاق می شود که در آتش کینه ی متجاوزان می سوزند؟
ویا نام خرمشهر شایسته ی آن خطه ای است که جوانانش مبعوث
شدند تا حقیقت متعالی وجود انسان را ظاهر کنند؟

باد در جسم شهر می وزید و بر آتش کینه ی متجاوزان دامن می زد
اما روح شهر ، ققنوس وار از میان خاکستر نخلهای نیم سوخته
و خانه های ویران و کوچه های نا امن سر بر می آورد و زندگی می یافت.
سید مرتضی آوینی
اگر معلم شدی ...




و در پایان...
اگر معلم شدی آسمانها ار آن توست...
در محضر راوی عشق
نمیدانم این سخن را شنیده ای که میگویند یاد آوری و تذکر هر موضوعی بر روح و روان و در نهایت افکار آدمی تاثیر گذار است و از آنچه ذکر انسان می گردد فکر متولد می شود. .
فَذَکِّر اِنّ الذِکری تَنفَعُ المُومِنین
و شاید گفتن این نکته خالی از لطف نباشد که این شخصیت والا که اکنون از او به عنوان یکی از بزرگان عرصه ی ادب ، فرهنگ و هنر یاد می شود بنا بر اذعان هم عصرانش در دهه ی شصت یکی از تنها ترین مردان روزگار خویش به شمار میرفت و آن روزها عده ی بی شماری تفکرات او را غیر عملی و ایده آل فرض میکردند ولی آنچه در همان زمان برای او ارزشمند بود از پای نایستادن در برابر اعتقادات پاکش بود و شاید همین نوع نگاه او به زندگی بود که حتی او را یک لحظه از انجام این مهم نگاه نداشت.
و این است راز ماندگاری آوینی وسایر مردان راه خدا![]()
به امید آنکه تذکر و یاد آوری زندگی مردان خدا که آینه ی تمام نمای حضرت حق هستند باعث زادن تفکرات الهی گردد.