اگر معلم شدی ...
سخن را با یادی از استاد شهید مرتضی مطـهری آغاز می کنم. او که به حق مانند خورشـیدی
بر آسمان دانش نور افشانی می کند و سخنانش چـون چراغی تار و پود جهل را از مسیر چشم
اهل مـعرفت می زداید. و چه زیبا پیر فرزانه ی جـماران در فراقش زمزمه کرد که" مـطـهـری کـه
در طهارت روح و قوت بیان کم نظیر بود رفت و به ملکوت اعلی پیوست من فرزند بسیار عزیزی
را از دست دادم و در سوگ او نشستم که حاصل عمرم بود "
و به راستی آنان که افکار آسمانی او را با آیات شیطانی خویش همراه نمی دیدند و از سر جهالت
تیر غفلت را بر مغز زمینی او فرود آوردند نمی دانستند که روشنایی خورشـید را با تکه ابـری
نمی توان پنهان نمود و چه بسا وجود ابری در پس خورشید حقیقت خورشید را نمایان تر می کند.
راستش از مدتی پیش در فکر آن بودم که به مناسبت این ایام که مزین به نام معلم گشته است
مطلبی بنویسم که هم عرض ادبی باشد به ساحت مقدس ستارگان آسمان علم و هم تلنگری
باشد بر خویشتن که لنگ لنگان در این وادی قدم بر می دارم.
چندی پیش کتابی می خواندم از دکتر محمد رضا سنگری عباراتی کوتاه و د رعین حال عمیـق باشد که مقبول دوستان و چراغ راه این حقیر گردد.

-
اولین کلام معلم در کلاس حالت ورود اوست و همیشه نخستین کلام مهمترین کلام است.
-
دیـواری از محـبت به دور مدرسـه بکشیم مطـمئن باشیم هیچ کس از محبت نمی گریزد.
-
لبخند دانـش آموز پس از آموختن علامت سپاس خداست.
&